عاشق مغرور

در این وبلاگ فقط درد ودل های شخصی نوشته میشه،همین و بس

حرف نخست

وقتی هیچ گوشی برای شنیدن درد و دلت محرم نیست

 

وقتی به زبونت اجازه نمیدی که حرفای دلت رو بگه

 

وقتی که دردات رو دلت سنگینی میکنه

 

وقتی بغضت میخواد راه نفست رو ببنده

 

اون موقع است که میخوای درداتو فریاد بزنی

 

دوس داری که همه بشنون،همه بخونن

 

ولی کسی ندونه که این فریاد مال کی بود

 

این درد،درد کی بود

 

من اومدم اینجا که دردامو فریاد بزنم،بدون اینکه کسی منو بشناسه

 

بعدش نقاب خندانم رو بزنم و برم پیش کسی که منو میشناسه

 

فقط همین

[ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 18:13 ] [ بی نشان ] [ ]

جنگ درون

چندیست که در فالم خبرهای خوش است

اما دلم غمگین است و ناخوش است

هردم که خیال تو را در آغوش میکشم

بینم که جنگی در درونم راه افتاده است

[ چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 20:1 ] [ بی نشان ] [ ]

یادش بخیر اون روزا ...

[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:28 ] [ بی نشان ] [ ]

.

بغض گلومو گرفته

میخوام ساده بنویسم

میخوام صادقانه بگم

من تو رو هنوز هم فراموش نکردم

باز مثل سخت ترین روزام،بی تابتم

این سخت ترین روزایی که دارم میگم،میتونستن سخت نگذرن

به خاطر دلتنگی تو سخت گذشتن

روزایی که باید بهترین روزای عمرم باشه

منو داغون کردی،داغون

میفهمی؟!

داغون

نمیدونم از دست کی شاکی باشم

از دست تو

از دست خودم

یا از دست روزگار

ولی اینو بدون که هیچ تصویری زیباتر از تصویر تو توی رؤیاهام نیست

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 13:27 ] [ بی نشان ] [ ]

هوایت هوایی ام کرده

دیرزمانی است که دلم تب و لرز دارد

تب دلتنگی و لرز فراق

دلم گم شده ام را می خواهد

گم شده ای که مرا یارای یافتنش نیست

یارای نام بردنش هم نیست

من ماندم و رؤیای یافتنش

داشتنش

دل دادنش

و حسرت از دست دادنش

به کدامین گناه گذشته ام اینچنین باید بسوزم و دم نزنم؟

به کدامین گناه محکوم به بیقراری ام؟

به گناه سادگی؟!

به گناه دلبستگی؟!

یا غرور؟!

 

[ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:49 ] [ بی نشان ] [ ]

کر و لال

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 16:48 ] [ بی نشان ] [ ]

گیج و منگ

بعد مدتها باز مثل قبلنا هواتو کردم

حس عجیبی دارم

حال عجیبی دارم

تو نمیفهمی

تو هیچوقت نمیفهمی

تو درگیر دنیای خودتی

دنیای پوچ و پوشالی خودت

دنیایی که فقط برا جلب توجه دیگران برا خودت ساختی

خیلی میخوام متنفر باشم ازت

ولی نمیشه

خیلی ازت حرصم میگیره ولی نمیشه دوست نداشته باشم

اصلا خودمم گیج شدم

با اینکه دوس دارم بیشتر از حال و اوضاعت بدونم ولی دوس ندارم کسی چیزی ازت بگه

با اینکه از بعضی از اخلاقات حالم به هم میخوره ولی دوس دارم با همون اخلاقات دوباره سر و کله بزنم

با اینکه خیلی دلم برات تنگ شده،از هرچی که یادآور تو باشه گریزانم

بد کردی با من ،بد کردی

ولی با همه ی اینا،دوباره دیدنت برام تبدیل به آرزو شده

فقط میخوام حداقل یه بار دیگه ببینمت و برا همیشه احساسم بهت یه احساس عادی بشه

تبدیل به یه خاطره شیرین تو زندگیم بشی نه یه خاطره پر از حسرت و دلتنگی

میخوام وقتی یادت افتادم به جای اینکه بغضم بگیره و دنیام بی رنگ بشه،با خنده بگم،یادش به خیر

فقط همین

 

[ چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ] [ 19:37 ] [ بی نشان ] [ ]

عهد

به من میگویند تو دل نداری!

احساس نداری!

از درک،مرام،معرفت ... خبری نیست!

حق اعتراض نداری!

حق اظهار نظر نداری!

حق شکایت،رنجش،ناراحتی،دردو دل ... نداری!

فقط تا به مرام ما میروی،خوبی

درغیر اینصورت دیوانه ای بیش نیستی!

آری من دیوانه ام!

دست روزگار دیوانه ام ساخت،تا تنها رنجش زندگی را به جان خود خرم و از زیبایی هایش محروم باشم

آری من دیوانه ام!

تا برای حق دیگران،مابقی را به جان خود بیندازم و جز حرف و حدیث پشت آن ،چیزی عایدم نشود

آری من خیلی دیوانه ام!

میخواهم با خود عهدی ببندم،نه مانند عهدهای گذشته

مانند عهدی که تا به حال نکردم

عهد کنم که دیگر ساده نباشم

عهد کنم که جز برای خود برای هیچکس دیگری کاسه داغتر از آش نباشم

من دیوانه ام!

خدایا من دیوانه ام!

خدیا به خاطر طلب حق مرا دیوانه مینامند

حق گرفتنی است نه دادنی،پس چرا  مرا اینگونه مینامند؟!

هرزمان طلب حق نمودم،تنها  دل شکستگی و بغض و هق هق و گریه  و پنهان کردن اشک های سوزان را در پی داشت و از حق خبری نبود

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 20:1 ] [ بی نشان ] [ ]

خدایا راحتم کن!

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 19:27 ] [ بی نشان ] [ ]

هوای دیدن

هوای دیدنت بدجور دلم را هوایی کرده

تلاشم برای عوض کردنش بی فایده بود

همچنان هوا هوای دیدن و دما دمای لرزاندن این دل خزان دیده است

آفتاب نگاهت را میخواهم تا گرمابخش جوانه ی امید برای رویشش در نهادم باشد

اما میترسم از طوفان نگاهی که با بی تفاوتی به یکباره هستی ام را بی بار و بر کند

[ شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 23:4 ] [ بی نشان ] [ ]